السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
788
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
و امّا نقل دوم - بر مدار « نافع » مىچرخد كه او را شناختيد . و در آن : « عبيداللَّهبنعمر العمرى » هست كه او از فرزندان عمر است ، و از اين جهت او در اين حديث و امثال آن متّهم است . حديث ابنعمر با لفظى صريح در افضليّت امام و پنجم : و به فرض پذيرش اين كه حديث ابنعمر از جهت سند داراى اصلى باشد ، ولى از جهت متن اصلش دلالتى بر خواستهى اهل سنّت ندارد ؛ بلكه دليل برعكس آن خواسته است . و نصّ آن چنين است : « از ابووائل ، از عبداللَّهبنعمر نقل شده كه گفت : وقتى اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را مىشمرديم ، مىگفتيم : ابوبكر و عمر و عثمان . مردى گفت : اى ابوعبدالرّحمان ! پس على ؟ گفت : على از اهل بيت است و كسى با او مقايسه نمىشود . با رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم و در درجهى اوست . خداوند مىفرمايد : « الّذين آمنوا و اتّبعتهم ذريّتهم بإيمان ألحقنا بهم ذرّيتهم » « 1 » پس فاطمه با رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم و در درجهى اوست و على با او مىباشد . » « 2 » پس در اين حديث ابنعمر به برترى امام عليه السلام بر تمامى اصحاب تصريح مىكند و به اينكه آن سه نفر را با ترتيب ذكرشده در خصوص اصحاب برتر مىداشته است و امّا با على عليه السلام هرگز كسى مقايسه نمىشود ، و به حكم آيهى مباركه ، با پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و در درجهى اوست . . . و پس از اين تصريح نشايد كسى برتر داشتن ابوبكر بر امام عليه السلام را به او نسبت دهد و به اين گفته در مقابله با اماميّه استفاده كند . و از اينجاست كه تحريف و تصرّف بخارى در اين حديث براى تو آشكار مىشود . و اين از بزرگترين نيرنگهاى او در كتابش مىباشد . تصريح ابنعمر به برترى امام عليه السلام در حديثهايى ديگر افزون بر اين ، ابنعمر در حديثهاى ديگرى به برترى مطلق امام عليه السلام تصريح كرده ، و از مقايسه ميان ايشان و ديگر اصحاب با استشهاد به بعضى فضيلتهاى ثابت ايشان نهى نموده است . ابنحجر گويد : « از ابنعمر است كه گفت : در دوران رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم همواره مىگفتيم : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم بهترين مردم است . سپس ابوبكر ، سپس عمر و به علىّبنابىطالب سه خصلت داده شده كه اگر يكى از آنها را داشتم برايم ارزشمندتر از چهارپايان سرخ مىبود : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم دخترش را به ازدواج او
--> ( 1 ) . طور / 21 . ( 2 ) . المودّة في القربى ، ينابيعالمودّة / 301 .